![]() |
![]() |
|
|
خواب دیدم از تو دور شدم وای که عجب خواب بدی گفتم بیا با هم بریم گفتی که راهو بلدی هر چی صدات کردم نرو اما به جائی نرسید یکی یه جا فریاد می زد دیوونه از قفس پرید صبح که رسید بیدار شدم دیدم یه نامه روی در نوشته بودی که سلام مدتی رو می رم سفر بغضی نشست توی گلوم خوابم یا این حقیقته بازم صدات کردم ولی دیدم سکوت جوابته گفتم شاید که این سفر تموم می شه همین روزا دوباره باز می بینمش چه خوش خیال بودم خدا ساعتو لحظه هام گذشت چشمام به کوچه خیره بود من منتظر بودم بیاد خیلی دلم تنگ شده بود روزا مثل دیوونه ها پرسه زنون تو کوچه ها شبا یه گوشه از اتاق گریهو آه بی صدا مثل همون خواب سیاه رفتو منو تنها گذاشت.....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 21:8 توسط امین |
|
|
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 22:39 توسط امین |
|
|
دل هیج کس نمی سوزد برای حال غمناکم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:49 توسط امین |
|
|
یک دختر نابینا بود که یه دوست پسر داشت. دختره دوست پسرشو خیلی دوست داشت.
و به دوست پسرش می گفت اگه من دوتا چشم داشتم واسه همیشه باهات می موندم. یه روز یه نفر پیدا شد که چشمهاشو داد به دختره. دختره وقتی تونست دوست پسرشو ببینه،دید که اونم نابیناست،به پسره گفت:دیگه نمی خوام ببینمت از پیشم برو! پسره وقتی داشت می رفت، لبخند تلخی زد و با اشک گفت: مواظب چشمهای من باش.......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:23 توسط امین |
|
|
ye shab ye torke be zanesh mige khanom man emshab havase noon barbari kardam.zanesh mige khob boro begir man ham bokhoram,torke mire noonvayi mige shater 2 ta noon barbari bede.shater mige chera 2 ta .mige akhe khanoomam ham havase noon barbari karde.vaghti barmigarde khoone va noon ro mizare too sofre zanesh mige in noono az koja kharidi?oon ham mige az sare koche.zanesh mige khoobe dastet dard nakone vali man nemitoonam ye noone kamel bokhoram.chon too rejimam.torke mige eybi nadare harchi nakhordi man mikhoram.khordan ke tamoom shod raftan bekhaban .hanooz sareshoon be balesh nakhorde bood ke khabeshoon bord.alan ham khabidan.bezar bidar beshan bebinim dige chikar mikonan. hatman dar jaryan mizaramet !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3 توسط امین |
|
|
با نهایت تاسف خدمت دوستان عزیز که قبلا اسمشون تو پیوندها بود چون من وبلاگ رو یه بار حذف کردم و دوباره ساختم اسمتون از پیوندها پاک شد از خدمتتون عذر خواهی می کنم لطفا آدرس بلاگتون رو کامنت بذارین تا دوباره جزو پیوند ها بذارم راستی من تا ۱۰ تیر نمی تونم زیاد بیام اینترنت ولی کامنت ها رو می خونم اما اگر یک وقت نتونستم جوابتون رو بدم خواهش می کنم از دستم ناراحت نشین دوستد دار همه ی شما ((امین))
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:41 توسط امین |
|
|
یک حقیقت زندگی: هر چقدر به دیگران کمک کنی، چند برابرش از جایی که فکرشو نمی کنی بهت کمک می شه. می گی نه؟ شماره حساب منو یادداشت کن...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 10:51 توسط امین |
|
|
اگه خسته ای: به من تکیه کن
اگه تنهایی: بیا پیشم اگه بی پناهی: پناهتم اگه پول می خوای: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد! |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:39 توسط امین |
|
|
سلام من دوباره اومدم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 19:34 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگه دوست داشتین کامنت بذارین وقت کردم می خونم اگه هم دوست نداشتین نذارین بهتر وقتم کمتر تلف می شه
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
پری پریا صنم بهترین دوست گلم ani raha yasi |
|
RSS
|